خرید بک لینک

اسمم امير كوتاه كوتاه چون وجودم براي هيچ كس مهم نبوده
......................................
هر چه گشتيم در اين شهر نبود اهل دلي تا بداند غم دلتنگي و تنهايي ما
......................................
اگر چه با تو سرشتند سرنوشت مرا
ولی برای همیشه تو را خداحافظ

برچسب: نویسنده: باران حکیمی تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 0:49

تو این نصفه شبی خیالت دست از سر م بر  نمیداره 

ده ساله از پیشم رفتی ، ده  سال وقت کمی نیست 

اما خیالت هیچ وقت از پیشم نرفته و نمیره 

دیوونه نشم خوبه ، د لامصب چرا اینقدر خوب بودی 

که نتونم فراموشت کنم چرا چرا ...

اما با همه این تفاسیر 

خیال تو می ارزد به داشتن همه ...

برچسب: نویسنده: باران حکیمی تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 0:49

کجایی نازنین یارم ؟ ببینی حال بیمارم

طبیبان یک به یک گفتن به درد تو گرفتارم

نه درمان میشود دردم نه جانی در بدن دارم

هم آغوش غمم هر شب،چه مهمانیست که من دارم؟

شدم رسوا و سرگردان میان شهر غم دیده

بیا امشب به بالینم که مجنون تو رنجیده

اگر آمد به بالینم آن لیلای سرگردان

بگوییدش همین امشب دل من را برگردان

بگوییدش دلم دیگر به دنیا برنمیگردد

به این باغ ستم دیده قناری بر نمیگرد....

برچسب: نویسنده: باران حکیمی تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 0:49

صفحه بندی